((حرفهای یک دلشکسته))

با خدا که باشیم غم هم برایمان حسابی شیرین می شود

ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﻨﺰ ﺳﯿﺎﻩ ! ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺣﺴﺎﺏ ﭘﺮ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺩﺭ ﻓﻼﻥ ﺟﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻗﺎﻣﺘﺶ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺣﺮﻓﯽ ﺟز ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﻪ گل ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺟﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ … ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺎﺩﻭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺸﮑﺶ … ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺖ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺤﮑﻢ … ﺍﻣﻦ ﺍﺳﺖ … ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ … ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻣﺮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ …

نوشته شده در سه شنبه ۲۳ دی۱۳۹۳ساعت 15:45 توسط دلشکسته...|

داغ اشتباهاتم را نه روی دلم روی دستم خواهم گذاشت

 

 

تا یادم نرود چه کسانی در سختی کنارم بودند

 

 

چه کسانی در سختی تنهام گذاشتند

 

 

تا هراس درد مانع تکرارشان شود

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۵ آذر۱۳۹۳ساعت 17:57 توسط دلشکسته...|

وجودمان گــاهی چه گـــرم مـــی شــود ... ب یک دلخوشی کوچک.. ب یک هستم .. ب یک کجایی .. ب یک خوبی .. ب یک حضور ... ب یک سلــــــــــــآم
نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ آبان۱۳۹۳ساعت 20:27 توسط دلشکسته...|

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله …

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

 

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

 

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

 

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

 

نوشته شده در جمعه ۹ آبان۱۳۹۳ساعت 18:37 توسط دلشکسته...|

ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﭘﺎﯾﯿﺰِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻦ ..

ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﻢ ﺑﺮﮔﻬــــﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻗﺮﻣﺰﺕﺭﺍ

ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ هوایت

ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼ

ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﺮﮒ

ﻣﻦ ﺑﻮﯼ ﺧــــــــــﺪﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﺯ ﺗـــﻮ.

دوباره پاییز

اما نه «فصل خزان» زرد!

دوباره پاییز

اما نه فصل اندوه و درد!

دوباره پاییز

فصل زیبای سادگی

دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی...

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ مهر۱۳۹۳ساعت 11:52 توسط دلشکسته...|

هیچکس بی درد و غصّه و گرفتاری نیست، اما قشنگیش به اینه که تو اوج غم لبخند بزنی و لبخند بیاری به لب دیگران!

نوشته شده در دوشنبه ۲۴ شهریور۱۳۹۳ساعت 17:51 توسط دلشکسته...|

خدایا خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف که من زاده ی امروزم خدایا... جهنمت فرداست خدایا خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف که من زاده ی امروزم خدایا... جهنمت فرداست پس چرا امروز میسوزم!؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ شهریور۱۳۹۳ساعت 22:58 توسط دلشکسته...|


حس نوشتن دارم و یک دنیا حرف

 

 

اما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلم

 

 

پس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیاید

 

 

فقط شنیدنی ترین و خواندنی ترینش آخرش است

 

 

وآخر نوشته من این شد :

 

 

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید و می کوبد

 

 

اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ خرداد۱۳۹۳ساعت 11:7 توسط دلشکسته...|

بزرگترین سرمایه یک شخص مغز پر از دانش او نیست
بلکه قلب سرشار از عشق ،
گوشهای آماده به شنیدن 
و دستهای مشتاق به کمک اوست.
نوشته شده در شنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 12:52 توسط دلشکسته...|

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی

دیگر گذشت

سال نو مبارک!!!


نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ اسفند۱۳۹۲ساعت 10:52 توسط دلشکسته...|

براي تمــــــام رنـج هايـي كه مي بري صــبــــر كن

صبـــــــــــر اوج احترام به حکمت های خداست...


همیشه لازم نیست چهره ای زیبا داشته باشی

یا صدایی دلنشین

همین که قلبت زیبا باشد

قلبت زیبا ببیند، کافیست

داشتن قلبی زیبا تا اندازه ای خاص هست

که بتوانی خیلی ها را مجذوب خود کنی


نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۲ساعت 22:35 توسط دلشکسته...|

این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشد


از دلتــــ که مایه بگذاری

ســوخـــــته ای . . .

نوشته شده در دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ساعت 19:33 توسط دلشکسته...|


مـــــــــــــــن ازخــــــــــــاکم تنم درزیرخـــــــــــــــــاک اســــــــــــت دلــــــــی درسینه دارم چـــــــــــــــاک چــــــــــــــــــــــــــــاک است♥ نمیخــــــــــــــــــواهــــــــــــم کــــــــــــــــــــسی دردم بــــــــــــــداند♥ چـــــــــــــــراکـــه قــــــــصه مــــــــن دردناک است♥
نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ساعت 19:9 توسط دلشکسته...|


نگاره: ‏فال تاروت‏

نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۲ساعت 13:16 توسط دلشکسته...|


دلم گرفته به اندازه تمومه ابرا که میخوان ببارن که میخوان تمومه زمینو خیس کنن آسمون دلم میخواد بباره دلش میخواد فقط و فقط بباره بضی وقتا با خودم میگم چی میشد نبودم چی میشد من وجود نداشتم گاهی امید دارم گاهی ناامید میشم شدم یه آدمه سر درگم نمیدونم چ کار کنم خیلی خسته ام خیلی بیشتر از همه کاش میشد نبودم...

نوشته شده در جمعه ۱۱ بهمن۱۳۹۲ساعت 17:19 توسط دلشکسته...|


خوبم …!


باور کنيد …؛


اشک ها را ريخته ام …


غصه ها را خورده ام …؛


نبودن ها را شمرده ام …؛


اين روزها که مي گذرد …


خالي ام …؛


خالي ام از خشم، دلتنگي، نفرت …؛


و حتي از عشق …!


خالي ام از احساس …

نوشته شده در دوشنبه ۷ بهمن۱۳۹۲ساعت 0:21 توسط دلشکسته...|



نوشته شده در چهارشنبه ۲ بهمن۱۳۹۲ساعت 0:18 توسط دلشکسته...|


حتی جاده هم نتوانست بینشان جدایی بیندازد
حتی جاده هم نتوانست بینشان جدایی اندازد <3
@[532848090060591:274:Nice pic.]

نوشته شده در یکشنبه ۲۲ دی۱۳۹۲ساعت 21:6 توسط دلشکسته...|


نوشته شده در سه شنبه ۱۷ دی۱۳۹۲ساعت 16:8 توسط دلشکسته...|


چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه


نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ دی۱۳۹۲ساعت 21:12 توسط دلشکسته...|

دنیای عجیبی ست دنیای ما آدمها

برهنه می آییم، برهنه میرویم

با این همه عریانی…قلب هیچکس پیدا نیست

دوست می داریم،دوست داشته میشویم

با این همه تنهاییم…

به زندگی خیلی ها غبطه می خوریم

خیلی ها به زندگی ما غبطه می خورند

با این همه هرگز راضی نیستیم…

همه روزی میمیرند،همه روزی میمیریم

با این همه حرص ما را پایانی نیست..

در حالی که همیشه از درد زیستن می نالیم

همه گاهی گناه می کنند، همه گاهی گناه میکنیم

با این همه ما مقصر نیستیم و انگشت اشاره مان همیشه سوی دیگریست

دنیای عجیبی ست

دنیای عجیب ما آدمها…..

نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی۱۳۹۲ساعت 12:39 توسط دلشکسته...|


mah bano

نوشته شده در دوشنبه ۲ دی۱۳۹۲ساعت 18:5 توسط دلشکسته...|


يلداى آدم ها هميشه اول دى نيست
هرکس شبى بى يار بنشيند شبش يلداست.....
یلدایتان پیشاپیش مبارک
يلداى آدم ها هميشه اول دى نيست
هرکس شبى بى يار بنشيند شبش يلداست.....
یلدایتان پیشاپیش مبارک

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آذر۱۳۹۲ساعت 21:19 توسط دلشکسته...|


مـــرآ از دور نــگاه کـــــن 



مــَــن از نـــزدیـک بی نهــایت غمگیــــــنم . . .


هـِــی رفیــق !



میـدونی از کـُـجای زندگـی بیشـتر خستـــه م ؟!



اونـــجایی که وســط خنـده هـام یـــباره بـُـغض مـی کنم ...

نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ آذر۱۳۹۲ساعت 13:58 توسط دلشکسته...|

برادر عزیزم سلام امروز میخوام ازت معذرت خواهی کنم به خاطر تموم بودنم نبودنم همه و همه میخوام که منو ببخشی قلبت خیلی مهربونه میدونم که میبخشه تمام آرزوهای خوبه دنیارو برای تو دارم بهترینهاش برای تو از خدا میخوام هیچ غمو غصه ای تو دلت راه نداشته باشه همیشه شادترین /بهترین /خوشبخترین /و مهم تر از امید وار ترین آدم روی زمین باشی تو برای من خیلی با ارزشی پس بهترین باش...

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ساعت 12:9 توسط دلشکسته...


آدمها فقط آدم هستند نه بیشتر...

اگر کمتر از آنچه هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای...

اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آنها تو را می شکنند...

بین این آدما فقط باید عاقلانه زندگی کرد، نه...

عاشقــــــــــانه...


نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۲ساعت 16:35 توسط دلشکسته...|

نوشته شده در جمعه ۸ آذر۱۳۹۲ساعت 23:43 توسط دلشکسته...|

مخاطب خاصم:بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه
چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد...

نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر۱۳۹۲ساعت 19:12 توسط دلشکسته...|



کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

  سفری بی همراه،

  گم شدن تا ته تنهایی محض،

  یار تنهایی من با من گفت:

  هر کجا لرزیدی،

  از سفرترسیدی،

  تو بگو، از ته دل

  من خدا را دارم...


نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ آبان۱۳۹۲ساعت 0:53 توسط دلشکسته...|

خیلی ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ که “بی تابم ”


! دلم تاب ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ



... ﻭ ﯾﮏ هل محکم


... که ﺩﻟﻢ ﻫـُﺮّﯼ ﺑﺮﯾﺰﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ


 !.. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻠﻨﺒﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﺍ

 

http://www.miyanali.com/usr/roz22/gal35.jpg?731501861
نوشته شده در جمعه ۲۴ آبان۱۳۹۲ساعت 23:23 توسط دلشکسته...|


آخرين مطالب
» ...
» داغ
» دلخوشی...
» محرم...
» پاییز دوست داشتنیه من...
» لبخند بزن همیشه ...
» خدایا...
» حس حرف...
» بزرگترین سرمایه
» سال نو مبارک///
قالب برای بلاگ